تبليغاتX
شهر هرت

شهر هرت

داستان یک شهر

 

شهرداری داری اسرائیل کوچک کوچه ما :

کوچه درسنگی شهر هرت اگر درش سنگی بوده

و یک لنگه اش را که نقش و نگار داشته روس ها

برده اند و لنگه دیگرش را آشکار نیست شهرداری

کجا برده انداخته ، ولي خانه هاي اين كوچه خشتي

است با آسفالت ناجور شهرداري در پنج لايه در

حال نابودي هستند. عكس ته  كوچه و

پنج لايه آسفالت و خاك كه بيخ ديوارهاي خشتي بالا

آماده مي بينيد:

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 11:19  توسط کاوه آهنگر  | 

 

عیدی شهرداری هرت:

در سال ۸۸ به مردم کوچه سلطانیه و درسنگی کاشمر

« گل و لای و گرد و خاک و کانال آسفالت نشده» با گذشت یک

ماه از پایان کار کانال لوله آب شهرداری شهر هرت با

آسفالت نکردن آن ، هدیه ای نوروزی به ما داد.

از شما می خواهیم که از هدیه  شهرداری حتماً بازدید کنید

 تا اگر بارندگی بود کفشها و پاچه های شلوارتان گیلی شود .

اگر آفتابی از گرد و خاک کوچه و با هر نسیم و

بادی یا گذر هر ماشین و موتوری گردو خاکی و خفه شوید.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:4  توسط کاوه آهنگر  | 

 

دانشكاوان ، كاوانگاه كاوه:

http://www.daneshkavan.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 16:38  توسط کاوه آهنگر  | 

 

دانشكاوان ، كاوانگاه كاوه:

http://www.daneshkavan.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 13:50  توسط کاوه آهنگر  | 

وبلاغستان کاوه را در :

http://www.daneshkavan.com/

 بین اید .

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 16:51  توسط کاوه آهنگر  | 

چهار راه بهبودی : چهار راه تنگ = چهار راه دو وجب پیاده رو

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:20  توسط کاوه آهنگر  | 

میدان سلامگاه:( چهار راه سلطانیه):میدانی بدون پیاده رو،

 معروف به فلکه نعلبکی میدانی با دومتر عرض معبر = میدان مرگ!

= فلکه ای نه چندان گرد = دور زدن دشوار....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:16  توسط کاوه آهنگر  | 

 شهرداری شهر هرت برای ساخت این

میدانک چقدرفاکتور هزینه صادر کرده است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:11  توسط کاوه آهنگر  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:7  توسط کاوه آهنگر  | 

کانالی که هیچگاه آسفالت نخواهد شد تا این خانه هم همچون

خانه کنارش ویران شوداز این کوچه نمی شود عبور کرد نصف بیشتر

این کوچه غیر قابل عبور است!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:4  توسط کاوه آهنگر  | 

کوچه امروز : کوچه دیروز  که در پایین می بینید با استخری از آب

که برای ماهیگری اهالی شهر هرت شهرداری رایگان احداث نموده است!

کوچه دیروز: ( در زیر) با وجود استخر آب، نم و رطوبتی به دیوار کلوخی

سمت راست نمی رساند اما کوچه امروز (دربالا) با آنکه به ظاهر

شهرداری شهر هرت به جای کانیو ، موزائیک گذاشته است، نم و

رطوبت را به دیوارههای کلوخی و ناکلوخی کشانده و ...

و استخر زیر زمینی را در زیر لایه نازک آسفالت

در درون ۲۰ سانت خاکریزی شهرداری بر روی

آسفالت قدیمی پدید آورده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:58  توسط کاوه آهنگر  | 

16/10/85

محدث معاون برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش در خصوص کسر بودجه سالانه وزارت آموزش و پرورش گفت: با افزایش ده درصدی بودجه سال آینده این وزارتخانه به 6 هزار و 710 میلیارد تومان افزایش می یابد که در ایتن صورت نیز با کسر 7 درصدی مواجه خواهیم بود.

دیدگاه: 7 درصد کسری را می تواند با صدور برگه جریمه برای دانش آموزان در مدارس جبران و تامین کند. جریمه جای کتک را می گیرد. کتک جیبی بهتر از کتک بدنی است همانگونه که د ر شهر هرت برگزار می شود. هر چند بهتر است برای این جریمه ها جدولهایی تصاعدی درست کنند یعنی برای میزان جریمه به در آمد خانواده های دانش آموزان توجه بشود و پولدار ها بیشتر از بی پولها جریمه شوند ولی مشکل اینست که پولدارها به مدارس خصوصی می روند. و مدارس دولتی مخصوص بی پولها ست با معلم های نا دلسوز و بی خیال و چند کاره و بی حوصله.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 14:33  توسط کاوه آهنگر  | 

 

 

هرتشهر

 چشمبراه

میتیکومان

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 13:28  توسط کاوه آهنگر  | 

 

کاوه برای نخستین بار مبحث

 تازه ای را در علوم تحت نام

 هرتشناسی کاوه می گشاید

پس این منبعی است برای

هرگونه هرتجویی !:

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:8  توسط کاوه آهنگر  | 

اینجا محل تلاقی دو دنیای پایین و

بالاست پس بپا نیفتی توش !

وگرنه وارونه میشی.

 

شهر هرت شهرداری نداره!

بل هرت داری داره!

پس این تو و این هرتهای شهر من:

هرت صفر:

استشهاد و شکوائیه:

۸۵/۹/۷

                                                 

بدينوسيله اينجانبان امضا كننده هاي زير وساكنين كوي در

 سنگي خيابان سلطانيه كاشمر اظهار واعلام مي داریم كه شهرداري

كاشمر در تاريخ 2/7/85 به جاي كانيواي استانداردو ناوداني شكل

 اقدام به نصب 30متر موزائيك در وسط كوچه نموده است آن هم با

ملات‌خوره 20سانت سيمان زير آن وسپس برروي آسفالت قبلي10تا

20سانت خاك ريزي نموده است وروي آنها راآسفالتي بالايه اي نازك

 كشيده واين باعث گرديده است كه بعلت ناوداني شكل نبودن

كانيواي موزائيكي آب از محل اتصال آسفالت وخاك  به درون

 خاكهاي زير آسفالت نفوذ كرده وجذب آن شود(در اصل محل

آسفالت با موزائيك وسيمان زير آن هيچ گونه تماسي نداشته  وقابل

 اتصال نمی باشد.)  ودر نتيجه خاكهای زير آسفالت كوچه مانند

يك اسفنج بزرگ عمل ميكند وهمه آب باران را جذب ميكند بطوريكه

 هيچ آبي از كوچه خارج نميشود وهمه آب بارندگي به زير آسفالت

 هدايت ميشود وازآنجا به ديوار منازل كشيده شده وباعث نم ور

طوبت وتخريب منازل مي گردد .وحتي لبه آسفالتهاي جديد از

 هم اكنون شروع به تخريب شدن كرده است و محل برخي كانالهاي

قبلي زير اسفالت كنوني شروع به نشست كرده است واين رويداد

 حاكي از آن است كه آب بارندگي از زير لبه آسفالت به درون اين

 كانالهاي مدفون شده نفوذ ميكند. بدين ترتيب بااين رويه هيچ گونه

 آبي ازاين كوچه خارج نمي شود. وتماماً به زير آسفالتها رفته وبه ديوار منازل نفوذ ميكند.

لذا طي اين استشهاديه اعلام می داریم که اقدام شهرداری یک ظاهر

 سازی بزرگ می باشد و جز اتلاف اموال عمومی و گود افتادن منازل

 اهالی و نفوذ نم و رطوبت بیشتر به منازل ثمری در پی نداشته است

لذا  تقاضاي برچيده شدن اين كانيواي غير استاندارد وآسفالتهاي  غير

 اصولي وخاكهاي انبوه زير آن را داريم.

چون صرفه جويي بي دليل شهرداري به قيمت زيان رساندن به

 اهالي تمام مي شود لذا تقاضاي استفاده از كانيواي استاندارد و

ناوداني شكل با درجه شيب مناسب وآسفالت ريزي اصولي و

  استاندارد را در اين محل داريم. ودرضمن درخصوص نيمه

شرقي كوچه درسنگي نيز كه به حال خود رها گرديده است

نيز درخواست انجام مرمت آسفالت ونصب كانيواي استاندارد

 بدون خاكريزي را مي نماييم. چون دراين قسمت هم آب جمع

 مي شود وچند محل كانال كنده شده وجوددارد. 

                                                                             

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 11:37  توسط کاوه آهنگر  | 

شهر من شهر هرت است نمونه ای جالب از هرتشهرها

هرت۱.   بگیر بگیر در شهر هرت : پلیس راهنمایی با باتوم بدست در کوچه پس کوچه ها موتور سوارها را شکار می کند. یکی را برای کلاه ایمنی دیگری را برای گواهینامه

سومی را برای پلاک موتور و ....

موتورها را بار می کنند می برند پارکینک شهرداری و شهرداری از صاحبان موتورها اجاره اجباری می گیرد. جریمه ها هم در شورای حل اختلاف گرفته می شود.

اما در شورای حل اختلاف یکی می گفت موتورم را از در خانه بر داشتند و برده اند ، ان یکی می گفت پسرم فرار کرده آمده تو خانه مامور راهنمایی بدون اجازه آمده از درون منزل او را برده است. آن دیگری  می گفت موتورم پارک بوده برده اند. رئیس ماموران می گوید برو شکایت کن ولی نمی توانم ثابت کنم. تو تاکسی می گفت ماموران راهنمایی رانندگی عامل بیشتر تصادفات هستند وقتی ماموران و سربازان راهنمایی رانندگی کمین می کنند و یگباره باتوم به دست به طرف یک موتوری هجوم می برند او دست و پایش را گم کرده و ناخداگاه گاز را می گیرد یا زمین می خورد یا به ماشین و موتور دیگری بر می خورد. زن مسافر تاکسی می گفت همین سربازها و ماموران راهنمایی و رانندگی با باتوم زدند سر کسی که قصد فرار داشته و اونو کشتند. این همه بگیر و ببند پیش از آنکه بخاطر قانون باشد بیشتر برای گرفتن جریمه از مردم است. وگرنه بهتر و نیکو آن بود موتور سواری را که کلاه ایمنی ندارد بار نخست وادار به خرید اجباری کلاه ایمنی می کردند یعنی به عنوان جریمه یک کلاه ایمنی را همانجا آماده در قبال دریافت وجه می دادند و اگر بار دوم او را بی کلاه میدیدند جریمه کنند. بیشتر موتور سوارها پول خرید کلاه ایمنی را ندارند ولی مجبورند جریمه ها را بپردازند. این به شهرت نیک راهنمایی رانندگی کمک می کرد تا اینکه با هجوم سیل وار بگیر بندها و گرفتن انبوه جریمه ها از قانون سوء استفاده می کنند. و اگر نه این

بود می بایست همانگونه که یکی را برای کلاه و دیگری را برای گواهینامه و سومی را برای....... جریمه می کنند پس به آنان که هیچ موردی نداشتند پاداش و جایزه می دادند

 

هرت۲.   فلکه های شهر هرت : میدانهای کوچک و نعلبکی مانند که کج و کولگی قوزی بالای قوز آنهاست. از شهر هرت خبر می دهد میدانهایی که در چهارراههای احداث شده حتی پیاده رو هم ندارند و خیابان و پیاده رو یکی است. و تهدید بالقوه جانی برای پیاده ها  بشمار می رود. چهارراه نیازمند که شبیه یک همبرگر کج و کوله است. و هیچ اتومبیلی توان چرخش در آن را ندارد و چپه کن ماشین های سنگین است. یک سویش پیاده رو هم ندارد.

فلکه چهارراه نیازمند به خیابان قائم شدیدا نیازمند است. انتهای خیابان نیازمند هم شدیدا نیازمند است.میدان چهار راه سلطانیه هم سه سویش پیاده رو ندارد و یکسویش در چرخش به سلطانیه با تیربرق مواجه می شوید که در وسط خیابان است. میدان استاندارد نیست. .....چهار راه بهبودی بدترین گذرگاه کاشمر است شلوغی آن از یک سو و هرج و مرج حاکم بر آن  از سوی دیگر ، هیچ اقدامی برای تعریض یا تبدیل آن به میدان صورت نمی گیرد.

راننده تاکسی توی خیابان فیض آباد شهر هرت می گفت این ستادهای انتخاباتی شورای 

شهر چه خوب بود توی این خیابان بساط پهن می کردند پرسیدم چرا؟ گفت یک ماه قبل 

شهرداری برای انتخابات شورای شهر پیشبینی کرد و خیابان امام را سراسر یکلایه

اسفالت کشیدند. ولی این خیابان فیض آباد ( ۱۷ شهریور ) را از زمان رضاخان به 

این ور تجدید اسفالت نکردند. و مسافران بدبخت که بیشترشان مریض های بیمارستان

ته لات آباد هستند مجبورند توی دست اندازها این آسفالت دربداغون هی بجنبند هی بلنبند

 

هرت۳.   ایستگاههای تاکسی بدترین معضل شهر هرت است تاکسی ها در ایستگاهها پشت سر هم می ایستند و هر کدام پس از تکمیل مسافر به راه می افتد پیاده های منتظر تاکسی در میانه خیابان باید پیاده گز کنند چون هر چه تاکسی از برابرشان می گذرد پر است و جا ندارد تاکسی های ایستگاه نشین کاملاً راضی هستند از این وضعیت اما مسافران میان راهی چندان خشنود نیستند . چون تاکسی باید گشت بزند و مسافر را در هر جا ئ در همه جا از طول مسیر سوار کند نه اینکه در ایستگاههای جدید الاحداث اتراق کنند. و پس از تکمیل ظرفیت براه بیفتند. حتی برخی از تاکسی دارها اگر مسافری وسط راه پیاده شود غر می زنند گویا انتظار دارند مسافر تمام مسیر بر جا بماند و کرایه کامل را به آنها بپردازد.

 

هرت۴.   معضل مهم دیگر اینست که تاکسی ها یک در عقب خود را قفل می کنند و مسافران عقب تاکسی پیوسته مجبورند زمان پیاده شدن یک مسافر همگی پیاده شوند وقتی که نحوه سوار شدن مسافر را در عقب تاکسی در تصور آورید خنده دار است مسافر مجبور است درصندلی  عقب نیم خیز راه برود و کون خیزک کند و زمان پیاده شدن هم کون خیزک کند تا از کنار در قفل شده خود را به سوی در باز برساند. اگر  هر دو در تاکسی باز بود تاکسی سواری چه عشقی داشت. یا اینکه راننده زحمت به خودش می داد و از پشت فرمان پیاده می شد تا ضمن باز کردن در بسته عقب تکانی هم به ستون فقرات خود بدهد اما در شهر هرت از این خبرها نیست.

 

هرت۵.   آسفالت کوچه های شهر هرت از همه چیز تماشایی تر است و شنیدنی تر.... شهرداری کانالها را چند سال بحال خود رها می کند ت خسارت لازمه به منزل مردم وارد آید و کار به عریضه و شکایت برسد آنوقت می آید و انبوهی خاک روی آسفالتها می ریزد و روی آن یک لایه نازک آسفالت دست دوم می ریزد ( آسفالتهایی که معلوم می شود خرده آسفالتهای نخاله کنده شده از جاهای دیگر دارد.) این معابر تبدیل به اسفنج آب می شود و تمام آب بارندگی جذب انبوه خاکهای زیر این آسفالتها می شود نشست آسفالت تخریبسریع آسفالت و خسارات به منازل چرخه بی پایانی است که شهردار شهر هرت با صرفه جویی خود پدید می آورد. از این گذشته در شهر هرت شهرداری به بساط فروشهای بغل خیابان هوا را اجاره می دهد . بساط فروشهای بدبخت که جایی به اندازه یک سفره دارند باید بابت روی زمینی که اشغال کرده اند ماهیانه 20 هزار تومان اجاره به شهرداری بپردازند این هوای اجاره ای را در ضلع شمالی مخابرات کاشمر واقع در خیابان امام می یابید. اگر پهن کردن بساط در پیاده روها غیر قانونی و سد معبر است چرا شهرداری باید از این کار غیر قانونی منبع در آمد برای خود درست کند شهرداری با این کار دو خلاف انجام می دهد یکی اینکه سد معبر عده ای را وسیله ای برای اخذ اجاره کرده و ان را جنبه رسمی بخشیده است. و دیگری اینکه برای هیچ یعنی فضای خالی که نه دری دارد و نه دیواری اجاره می گیرد. این اجاره بابت زمین خالی است. پس باید گفت سد معابر عمومی دیگر مفهومی نخواهد داشت و ازاین گذشته صاحبان املاک جنب این معبر در این گرفتن اجاره از شهرداری بیشتر حق خواهد داشت چون این بساط فروشان در جنب املاک آنها اقدام به بهره برداری و سد معبرنموده اند و این مزاحمتی برای صاحبان این املاک است. و به مرور برای بساط فروش ایجاد حقی نامشروع نسبت به حاشیه املاک این مناطق پدید خواهد آورد. که در آینده بسیار دردسر ساز خواهد شد و از آن گذشته شهرداری و شورای اصناف در قبال مسئولیتی که نسبت به برخی از اصناف  خود دارند بدینوسیله کوتاهی و اهمال می نمایند. یعنی اصناف با پرداخت عوارض ها و مالیاتها و حق امتیازها پروانه کسب می کنند و شوراهای اصناف و شهرداری بجای آنکه از حقوق این اصناف حمایت کنند بهدست فروشان و بساط پهن کن ها که رقیب اصناف و فروشندگان پروانه دار بشمار می روند پرو بال می دهند.

 

هرت۶.   یک شهر هرتی دیگر این شهر نبود صنف سواری در درون شهر است. تاکسی ها با وجود اینکه با پرویی در ایستگاه پر می کنند راه می افتند و در طول مسیر به همه پیاده های منتظر ریشخند می زنند و شربه پا می کنند و این در حالی استکه خودشان جایی برای سوار کردن مسافر ندارند یک بار یک راننده تاکسی می گفت این مسافر باید منتظربماند چه تاکسی خالی نباشد و چه باشد........... انگار مسافربرده زرخریدشان است همه شهرها قشر سواری دارند وای شهر هرت همین یکی را خوب ندارد.

 

هرت۷.   گودال ، یا گودال در شهر من

همچون گاوی پر شیر شهرداری هر جمعه دوشیده می شود. خاکهای بیابان راشهرداری خط کشیده و هر قطعه را 1500 تومان از بساطی های بدبخت می گیرد. 

 

هرت۸.در مدرسه  هاشمی نژاد شهر هرت  ، خانمی با بچه در بغل توی تاکسی گله می کرد که معلم بچه اش برای اینکه املا کم گرفته است مبلغ 500 تومان جریمه نقدی بابت عدم اخذ نمره مطلوب در املا از بچه اش گرفته است. شهر از این هرت تر!!!؟

اگر دولت مدارس را طلاق داده است تا آنها خود را هرتانه تامین کنند پس باید فکری هم به حال تغییر نام آموزش و پرورش به هرتارش و پروارش بکنند .

 

هرت۹. در مدرسه کوثر روستای جنوبی شهر هرت هم برای هر کیفی که بچه به مدرسه نبرد 1000 تومان جریمه و هر کتاب که یادش برود 100 تومان جریمه و هر دفتر 100 تومان جریمه و اگر یادش برود که خودش را به مدرسه ببرد فکر می کنید چقدر جریمه اش خواهند کرد؟!!!!!!!!

 

هرت ۱۰: ایستگاه تاکسی در شهر هرت داستان فاصله های بزرگ پیاده روی است

یعنی از یک ایستگاه که پیاده می شی تا ایستگاه دیگه که سواره میشی باید یعنی مجبوری

نیم کیلو متر پیاده گز کنی هر مسیر تاکسیرانی شهر هرت یک مسیر بن بست است. دانشجویان بدبخت را بگو که از ترمینال تا دانشگاه باید ۴ ایستگاه عوض کنند وسط این ایستگاهها را هم با پای دانشجویی شان باید گز کنند و ترافیک را شلوغی یک طرف

و خستگی پیاده روی ها طرف دیگر پشت صندلی دانشگاه تازه کن نفس ،چرت بزن تا

استاد هس !

هرت۱۱. استادان دانشگاه در شهر هرت استادان هرت شناسی و هرت آموزی.....

دانشجویان افزون بر شهریه متبرکی که می پردازند از شهریه دیگری که پنهان و

مخفیانه است مخفیانه رنج می برند. استادان شهر هرت تحقیقات خود را و ترجمه های

خود که به دانشجویان شهر هرت می سپارند تا از کیسه آنها بهای تحقیقات اینترنتی استادان و ترجمه های مورد نیازشان پرداخته شود. استادی بود که ۷۰ عدد فلاپی آورد

تا فرمت شود و برایش فروخته شود. این فلاپی ها متعلق به دانشجویان شهریه پرداز بود

استاد دیگری بود که ۳۰ صفحه ترجمه های خودش را به دانشجویی داد گفت بده ترجمه تا ۲ نمره به تو بدهم!!!!!!!!!!!!! دانشجو هم ۳۰ هزار تومان بابت ۲ نمره به ترجمه

داد از این گذشته که مواردش فراوان است و به تازگی هم به مدارس و دبیرستانها سرایت

کرده باید گفت سواد استادان و معلمان و آموزگاران شهر هرت هم جای بسی هرت دارد.

برای امتحان پیشنهاد می شود یک امتحان املا از این وارثان انبیا بگیرند تا همگان

پی ببرند که الحق اینان امی هستند.

 

 

فراخوان مناقصه :

 

از شهرداران خارجی همه شهرهای جهان

 

فراخوان می شود که در این مناقصه شرکت کنند 

 

 با توجه به سنت شریفه خواهر خواندگی

 

در میان شهرهای  جهان ، به نخستین

 

شهرداری که نخستین پیشنهاد را در پذیرش

 

شهر هرت من به خواهر خواندگی شهرش

 

بدهد همگی هورا ................

 

http://www.daneshkavan.com

 

کاوه آهنگر

مدیر عامل شرکت علمی پژوهشی صنعتی دانشکاوان

شماره ثبت ۱۲۱۰

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 11:23  توسط کاوه آهنگر  |